


یاعباس جی بالمای لسکینه ...
این روزها عجیب این ذکر را بر زیر لب زمزمه دارم
نمی دانم حکمت این روزها چیست...!!!
هر چه هست ،سپرده ام به رضای ،رضای خدا.
یا عباس ...
دل نوشت :
"هرگاه مردی همسرش را شب بیدار کند و نماز شب بخوانند ،
در زمره ی مردان و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند ، محسوب می شوند."
پیامبراکرم"صلی الله علیه و آله"
بحار ، ج 87 ، ص 158
*با آنکه هرگز دلم نمی خواهد خواب آرام همسرم را بر هم زنم اما وقتی می اندیشم ،
هم پروازم نیاز دارد تا سجده های شکرش را شبانگاهان به جای آورد تا دنیا و آخرتمان خدایی شود ،
با نوازشی نرم او به سجاده دعوت می کنم .
....
بی بی بیا!
به غمکده ی ما سری بزن
اینجا محقر است
ولی خانه ی شماست ....
یا اماه .
عاشقان حرم نور
عازم ِ حرم نور ...
مقصد : نجف
مبدا : کربلا
نایب الزیاره ام ...
حلال کنید .
غفلت از «مرور ایّام» و «گذشت زمان» ...
امام علی ـ علیهالسلام ـ میفرماید: «مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ». یکی از موضوعاتی که
انسان باید از آن پند و عبرت بگیرد و متنبّه و بیدار شود مسأله «گذشت زمان» است.
هر «روز» در قیامت گواهی است بر اعمال انسان
امام صادق ـ علیهالسلام ـ فرمودند: «مَا مِنْ يَوْمٍ يَأْتِي عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلَّا قَالَ لَهُ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ»،
هیچ روزی نیست که بر فرزند آدم وارد میشود، مگر اینکه آن روز به او میگوید: من برای تو روزی نو و جدید هستم!
«أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ»، من نوروزم!
«وَ أَنَا عَلَيْكَ شَهِيدٌ»، من برای تو روز نویی هستم!
و من، یعنی زمان، نسبت به تو گواهی دهنده هستم!
«فَافْعَلْ فِيَّ خَيْراً»، در من عمل خیر انجام بده،
«وَ اعْمَلْ فِيَّ خَيْراً أَشْهَدْ لَكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَإِنَّكَ لَنْ تَرَانِي بَعْدَهَا أَبَداً»،
من در روز قیامت نسبت به رفتار تو شهادت میدهم و تو پس از این هیچگاه من را نخواهی دید مگر در روز قیامت.
هر روز که میگذرد، تو کم میشوی!
از حسین بن علی ـ علیهماالسلام ـ منقول است که فرمودند:
«یَابنَ آدَم اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ کُلَّمَا مَضی یَومٌ ذَهَبَ بَعضُکَ»؛
ای انسان! ای فرزند آدم! تو روزگار هستی،
«اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ»، تو خودت روزگار هستی، تو ایّام و روزها هستی،
هر روزی که میگذرد مقداری از تو کاسته میشود. این طور نیست که تو ثابت باشی و روزگار بگذرد،
تو ساکن باشی و او گذرا باشد. هر روز که میگذرد مقداری از ما نیز میگذرد و از ما کاسته میشود،
هر ماه و سالی که میگذرد، یک ماه و سال نیز از ما کاسته میشود؛ یعنی هر روز و ماه و سالی که میگذرد،
همان میزان سرمایه و هستی انسان که عمر اوست نیز خواهد گذشت. با گذشت روز و ماه و سال هستی ما هم میگذرد.
.....
دل نوشت:
غم هایی در دلم هست ،
منتظر رهایی اش هستم...
به امید آن روز.
آمدن روزهای نو ـ مبارک.
التماس دعا
حلال کنید
یا علی
از تمام رمز و رازهای عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
ولی ...
.
.
راستی
دلم
که
می شود!!!!
دل نوشت:
چه عالمی دارد گدایی درخونه ی ارباب...!
از لباس سیاه عزایش بگیر تا نمک غذای نذری اش.
از لباس سیاه خودم می نویسم:
تو حرم امام رضا ، به اذن آقا ، برتن کردم.
تو هیئت ها ،به اذن مادر سادات ،عزاداری کردم.
تو دلم ،به اذن ارباب ، با عمه سادات عهد ها بستم.
.
.
.
از جون و دل رضا شدم به رضای او ،تا به اذن مادر سادات شدم عروس او....
درب رحمت خدا ،مثل همیشه باز شد به رویـــــمان ،آمد نیایش زندگیمان.
.
.
اولین روز ربیع الاول :
تو حرم امام رضا ،به اذن امام رضا،درآوردم از تن ،لباس عزاداری ارباب را.
هفده ربیع الاول:
تو حرم امام رضا، به اذن مادر سادات ،با نگاه امام عصر(عج) ،بستیم عهد آسمانی رسول الله را ...
....
آقا ؛
قراره شاه و گدا که یادتان هست ...
مشهد ،
حرم ،
ورودی باب الجوادتان ...
خودتم خوب می دونی آقا غیره تو مولا ندارم
بغض نوشت :
این بار بی ما، شهادت امام ِ رئوف نایب الزیاره جمیع دوستان ست ، دوست ِ ما
به توفیقاتت مدام حسرت خورده ام ، این بار هم ...
یادمان باش در لحظه لحظه های عزای امام رئوف .
دعایم کن ، دعا . . .
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
....
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.
.
دل نوشت: دلی را در اطراف ،صحن و سرایت ـ جا ـ گذاشته ام.
کی بیایم ؟؟؟!!!!
-
وقتی وارد صحن سید الکریم شدیم ،از سرمای شدید ،دستان گرمش را
فشردم.خنده ای بر لب زد و جانم را در هم گرفت.
ای آرام جانم ، خنده ات پایدار.
التماس دعا
یا علی
ای پدر جان عجب دلی _ دارم
ای پدر جان عجب سری _ دارم
گیسویم را به پایت_ می ریزم
تا ببینی چه دختری_داری.
....
بی بی جان _عشق بازیت جان را به لب میرساند.
پ.ن: مشهدی نیستم ،مشهد زندگی نمی کنم ،اما بچه محله ی امام رضا هستم.
به نیابت از همه به پابوسشان می روم.
....
دل نوشت: (فقط برای خدا)
روزگاری شده است احوالاتمان.
انگاری..،
سوار بر منوریل به دنبال مسیر زندگی یا همان صراط المستقیم می روم.
اما نمی دانم چرا حال، باید خود را در پیچ های خطرناک جاده
یا در چاله های جاده ،ببینم!!!!
یا خدا ،به کجا می روم؟؟؟
((ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده.))
نوری برایم فرستاده ای که خیر و برکت زندگی ام شده است.
اما آخر ،زندگی ام مملوء از نورهای تو بود
چرا چشمانم را بسته بودم؟؟؟
چرا اینگونه دوستم داری که نگین وجودم را سبز بهشتی کردی؟؟؟
ذهنم پر شده از چرا های عاشقی ....!
جان_ داده ات_ به فدای عاشقانت.
الرحمان والرحیم هر دو دنیایم، دوستت دارم.
ترس از امتحانات_ الهی را به وجود بهشتی اش قسم می دهم تا آرام شوم.
التماس دعا
یاعلی